عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

270

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

النوبة الثالثة قوله تعالى : يَوْمَ يَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ الاية - صفت روز رستاخيز است ، و نشان فزع اكبر ، آن روز كه صبح قيامت بدمد ، و سراپردهء عزت بصحراء قهارى بيرون آرند ، و بساط عظمت و جلال بگسترانند . اين هفت آسمان علوى كه بر هواء لطيف بى عمادى بر يكديگر بداشته ، و بقدرت نگه داشته ، تركيب آن فرو گشايند ، همه بر هم زنند ، و بر هم شكنند ، كه ميگويد جل جلاله : إِذَا السَّماءُ انْشَقَّتْ . و اين هفت فرش مطبق را توقيع تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ بركشند ، و ذره ذره از يكديگر برفشانند ، و بباد بىنيازى بردهند ، كه ميگويد : دُكَّتِ الْأَرْضُ دَكًّا دَكًّا . و اين خورشيد روان كه چراغ جهانست ، و دليل زمان و مكان است ، بسان مهجوران حضرت رويش سياه كنند ، در پيچند و بكتم عدم باز برند ، كه ميگويد : إِذَا الشَّمْسُ كُوِّرَتْ ، و اين نجوم ثواقب را و كواكب زهرا را همى بيك بار بر صورت برگ درخت بوقت خريف فرو بارانند ، و در خاك مذلت بغلطانند ، كه ميگويد : وَ إِذَا النُّجُومُ انْكَدَرَتْ . فرمان آيد كه اى دوزخ آشفته ! بر گستوان سياست بر افكن ، بعرصات حاضر شو ، كه دير است تا اين وعده داده‌ايم كه : وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى . اى فراديس اعلى ! طيلسان نعمت برافكن ، و در موقف كمر انقياد بر ميان بند ، كه دوستان منتظرند ، از راه دور دراز آمده‌اند ، ميخواهيم كه راه بايشان كوتاه كنيم « 1 » : أُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ غَيْرَ بَعِيدٍ . اى جبرئيل تو حاجب باش . اى ميكائيل تو چاوش حضرت باش . اى زبانيهء سراى عقوبت سلاسل و اغلال بر سر دوش نهيد . اى غلمان و ولدان همه تاج خلد بر سر نهيد . اى كروبيان و مقربان درگاه در حجب هيبت كمر سياست بر ميان بنديد ، و صفها بركشيد . نخست مادر و پدر سيد را « 2 » بقعر دوزخ اندازيد . پسر نوح

--> ( 1 ) - نسخهء ج : نزديك گردانيم . ( 2 ) - نسخهء ج : خويشان سيد را .